پسرخوانده دیوانه شد - او از نامادری خود خواست تا به او کمک کند تا بار را پیاده کند! در نهایت او فقط یک بار قبول کرد که این کار را انجام دهد. ها-ها-ها، و بعد خودش اعتراف کرد که پدرش هرگز او را اینقدر باحال نکشیده است. ماهی را روی قلاب گرفتید - اکنون برای مدت طولانی روی آن بال می زند!
زیبایی مو قرمز ممکن است حدس بزند که طبیعت در جنگل به پرداخت فقط یک عمل جراحی او نمی تواند. او خودش را به مکانیک ماشین سپرد و مقعدش را با الاغی سرسبز درست کرد و او با مهارت استفاده کرد.